اشتراک
کد خبر: 19017

مهندسی معکوس منفی جنبش دانشجویی بزرگترین تهدید و جهاد فکری و فرهنگی در عرصه تمدن سازی نوین اسلامی بزرگترین فرصت و رسالت این جنبش است.

حسن بیارجمندی دانشجوی دکتری حقوق بین الملل و حقوق اروپایی، در مصاحبه اختصاصی با گلستان24، به مناسب 16 آذر گفت و گویی انجام داده است که در زیر می خوانید:

 

حسن بیارجمندی 16 آذر

 

 

اجازه می دهید در ابتدا چند سئوال خصوصی مرتبط با موضوع مصاحبه از شما بپرسم!!؟

بله در خدمت هستم

 

شما متولد چه سالی هستید؟

متولد 4دی سال 1355

 

یعنی شما در آستانه 40سالگی هنوز دانشجو هستید و فکر می کنم این آخرین سال دوران دانشجویی شما باشد؟

بله در حال حاضر دانشجوی دوره دکتر رشته حقوق بین الملل و حقوق اروپایی،گرایش حقوق بین الملل هوا و فضا هستم.

 

از چه سالی وارد دوره دانشجویی شدید؟در چه رشته و کدام دانشگاه؟

سال 1375 از طریق کنکور سراسری با رتبه 78 در رشته های مدیریت صنعتی دانشگاه تهران،فقه و حقوق دانشگاه تهران و حقوق قضایی دانشگاه مازندران و...قبول شدم و ترجیحا دانشگاه مازندران-بابلسر را پذیرفتم

 

پس با این وضع شما از دوران دبیرستان جزو دانش آموزان ممتاز هم بوده اید؟

بله من شاگرد اول دوران دبیرستان بودم

 

کدام دبیرستان؟

دبیرستان شهید آیت الله مصطفی خمینی شهر گرگان

 

دوران کارشناسی ارشد چطور؟ آیا این روند تحصیلی هم تداوم داشت؟

من براساس علاقه شخصی در کارشناسی ارشد گرایش حقوق عمومی و از طریق کنکور سراسری شرکت کردم و در دانشگاه تهران قبول شدم.در تمام این دوره شاگرد اول بودم و با همین رتبه از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم.

 

پس عملا در میانه فارغ التحصیلی در دوره کارشناسی ارشد و دوره دکتری چند سالی وقفه وجود داشته است و از فضای دانشجویی  دور بوده اید؟

از فضای دانشجویی که دور نشدم چون در این مقطع زمانی مورد نظر شما در دانشگاه های استان تدریس داشتم و با محیط های دانشجویی در ارتباط بودم.

 

با این سابقه و ارتباط با محیط های دانشجویی،بنظر شما هویت شاخص این قشر نسبت به دیگر اقشار جامعه چیست؟

اگر بخواهم این وجه شاخص را در یک کلمه خلاصه کنیم عبارت است از آرمانخواهی.این قشر در آغازین مراحل از دوره دانشجویی به اقتضای سن هویت یابی و احساس آزادی و استقلال طلبی فردی که دارد؛ طبیعا آرمانخواه است و همین آرمانخواهی را می توان در اجتماع این افراد یا هویت جمعی آنها مشاهده کرد.منتها یک تفاوتی در مسیر نهایی این هویت وجود دارد.اگر این آرمانخواهی بر بستر فطرت انسانی و مکتب الهی باشد راه صلاح و رستگاری فردی و جمعی و آن جامعه است و اما اگر این آرمانخواهی بر بستر غرایز انسانی و مکاتب مادی انسانی باشد؛راه ضلال و گمراهی فردی،جمعی و آن جامعه خواهد بود.

اما نکته دیگر به اقتضای محیط علمی،دانایی محوری است و تبعا در طول دوره تحصیلی و مراحل تکمیلی آن ما با یک واقع گرایی مواجه می شویم.این واقع گرایی مبتنی بر علم و دانش را هم باید جزوی از هویت این قشر دانست اما نه تمام آن و آنچه بسیار مهم است این است که این هویت می بایست تحت چتر هویت آرمانخواهی ابتدایی(بستر فطرت انسانی و مکتب الهی) شکل بگیرد و هیچگاه خود را از آن بی نیاز نداند.اگر این دو جز هویتی بصورت غالب در بدنه هر جامعه ای بعد از فارغ التحصیلی بعنوان نیروی فکری و کاری وارد شوند؛آن جامعه مظهر چنین هویت اصلی و در مسیر همان صلاح  و رستگاری قرار خواهد گرفت.

 

حسن بیارجمندی 16 آذر

 

تشکر!ممکن است این موضوع را بصورت مصداقی و در بستر جنبش دانشجویی در ایران بطور اجمالی توضیح بدهید؟

البته این موضوع خیلی گسترده است و نظرات مختلفی در مورد ماهیت و پیشینه جنبش دانشجویی در ایران مطرح است.اما یک نکته اصلی که باید بدان توجه داشت این است که جنبش دانشجویی در ایران یک جنبش جزیره ای و جدای از کلیت جنبش های ملی ایران در یکصد سال اخیر نیست و بنابراین جنبش دانشجویی را باید به مجموعه کنشگری های و نقش آفرینی های این قشر در ارتباط با جنبش های ملی تعریف نمود. از این زاویه  و با توجه به جریان شناسی ای که از هویت این قشر در سئوال پیشین بیان داشتیم؛این جنبش به تبع جنبش های اصلی دارای فراز و نشیب بوده است.

مثلا در دوران انقلاب یا جنبش مشروطه که برای اولین با میدان داران این قشر - که عمدتا فارغ التحصیلان خارج از کشور هستند- پایه های این جنبش را بنا نهادند و با وجود وارد کردن و تبدیل کردن مفاهیم  اندیشه ای عمده گفتمانی این قشر به گفتمان  جنبش مشروطه،به توفیقی دست نمی یابند.علت اصلی این شکست اولا اختلال هویتی این قشر به علت شکل گیری آرمانخواهی آنان بر بستر غرایز و مکاتب مادی انسانی و دوری از پایه های اعتقادی و ایمانی فطری و مکتبی الهی است.ثانیا شکل گیری جز دیگر هویتی این قشر یعنی واقع گرایی، تحت چتر هویت انحرافی مورد اشاره که سبب دوری از واقعیت هایی چون هویت اصلی ملت ایران و جنبش مشروطه مشروع می گردد. همین اشتباه هم در جنبش ملی شدن نفت اتفاق می افتد و از این مقطع و با براندازی اولین دولت ملی توسط انگلیس و آمریکا است که بازگشت به خود و «مای» همسو با ملت ایران در آزادی و استقلال طلبی صورت می گیرد و حدود چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد و در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲   در جریان دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با انگلیس آثار اجتماعی خویش را از  دانشگاه تهران نشان می دهد

 

پس با این اوصاف 16آذر که روز دانشجو است را باید برآیند دو عبرت تاریخی جنبش دانشجویی در جنبش های مشروطه و ملی شدن نفت دانست که با افراشتن پرچم آزادی و استقلال طلبی همراه شد؟

بله همینطور است.ما در تحلیل 16آذر و چرایی آن نباید به علل نزدیک و این سفر و ارتباط محدود بشویم چراکه این واقعه علل دوری هم دارد که در بازگشت به این «خود» و «مای» اسلامی- ملی  تاثیر بسزایی داشته اند.

 

در مورد نهضت اسلامی امام خمینی چطور؟

یکی از خصیصه های اصلی نهضت اسلامی امام خمینی حضور پرشور نوجوانان و جوانان از ابتدا تا پیروزی آن است این قشر که بخش از آن را جمعیت دانشجویی تشکیل می دهد؛براساس طبیعت سنی و بازبابی هویت فردی و جمعی خود در عین آزادی و استقلال طلبی فردی بر بستر دعوت به فطرت انسانی و مکتب الهی امام  خمینی و شاگردان و پیروان ایشان پرورش یافتند و ازینرو وجه مشخصه این قشر همین هویت و آرمانخواهی اسلامی آن است که بازگشت به «خود» و «مای» اسلامی- ملی  را در این نهضت بدنبال دارد.این البته به قشر دانشجویان ایرانی داخل کشور محدود نمی شود و کاراترین و موثرترین ارتباطات با دانشجویان ایرانی خارج از کشور برقرار می شود.مصادیق بسیاری برای این موضوع می توان آورد که البته در این مصاحبه نمی گنجد.مثلا در سال 1349 امام در پاسخ به نامه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان در اروپا ،اساسی ترین هدف خود از نهصت یعنی حکومت اسلامی و تشکیلات اساسی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن و طریق پیگیری آن را بصورت مکتوب با این قشر در میان می گذارند.

 

پس می توان گفت که امام با شناختی که نسبت به علل شکست جنبش های مشروطه و ملی شدن نفت از جمله نقش جنبش دانشجویی متشکل از دانشجویان ایرانی خارج از کشور و دانشجویان داخل ایران داشت؛توانست با همسو سازی آنها با نهضت اسلامی آسیب های پیشین را مرتفع کند؟

بله.این خودش را در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی از جمله ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در محوطه دانشگاه تهران(نماد پیوند نوجوانان و جوانان در روند نهضت) و پیروزی نهایی نشان داد.در جریان همه پرسی نظام جمهوری اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و تدوین آن همینطور و مهم تر از همه رقم خوردن انقلاب دوم با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در روز سیزده آبان 1358است.این اوج و بالندگی جنبش دانشجویی ایران  است که به اینجا هم ختم نمی شود و در روند تکاملی انقلاب اسلامی و حفظ و حراست از آن تا کنون ادامه می یابد.از 8سال دفاع مقدس، اداره کشور در دوران جنگ، گروه های جهاد سازندگی ،تا دوران بازسازی کشور و کمک به پیشرفت های علمی و فناوری در حوزه های مختلف و دیگر موارد.

 

حسن بیارجمندی 16 آذر

 

شما نماد جنبش دانشجویی در دوران دفاع مقدس که از آن بطور کلی یاد کردید را چه می دانید؟

حماسه هویزه در آذر و دی ماه سال 1359 و رشادت های دانشجویان پیرو خط امام از جمله شهید سید محمد حسین علم الهدی

 

و نماد جنبش دانشجویی در دوران بازسازی کشور چطور؟

بنظرم با توجه به دوره زمانی که ما در آن قرار داریم می توان از اردوهای طرح هجرت بسیج دانشجویی جهت ارائه خدمات عمرانی، فرهنگی و درمانی در مناطق محروم یاد کرد.

 

اگر اجازه بدهید من دو سئوال دیگر بپرسم اول اینکه آسیب ها و تهدیدات پیش روی این جنبش دانشجویی را با توجه به وقایع مرتبط با آن در طول انقلاب چگونه تحلیل می کنید؟

نکته اصلی همان دو جریان هویتی است و این دو جریان هم از سوی دانشجویان ایرانی داخل کشور و هم خارج از کشور وجود داشته و خواهند داشت.مهم این است که جریان و بدنه اصلی جنبش دانشجویی پیرو خط امام ،آن آرمانخواهی اسلامی خود را حفظ و تقویت کند و واقعیت های پیش روی خود را با توجه به سرمایه و تجربه تاریخی خود تحت همین چتر آرمانخواهی دنبال نماید.عمده تهدیدات اصلی هم همان تهدیداتی است که در جریان جنبش مشروطه و ملی شدن صنعت نفت رخ داد و آن آرمانخواهی بر بستر غرایز انسانی و مکاتب مادی انسانی از جمله لیبرالیسم است.18تیر 1378 هم نتیجه چنین آرمانخواهی بر بستر غرایز انسانی و مکاتب مادی انسانی بود که بوضوح آثار و نشانه های اشتباه تاریخی در مشروطه و ملی شدن نفت  در بخشی از بدنه جنبش دیده شد.البته من عمده این تهدیدات را با منشا خارجی و تحت مهندسی معکوس منفی جنبش دانشجویی می دانم.

استاد شهید علامه آیت الله مطهری رحمه الله علیه توصیه مشهوری در این ارتباط دارند که :« حالا که بر دشمن بیرونی پیروز شده اید،تمام نیروهای او را متلاشی کرده و شکست داده اید...دیگر ترس نداشته باشید ولی ترس داشته باشید،ترس از خود ،ترس از منحرف شدن این نهضت و انقلاب.روی این جهات ...ما باید انقلاب خودمان را بشناسیم و بشکافیم و همه جنبه هایش را در نظر بگیریم.با شکافتن و شناختن این انقلاب است که امکان نگهداری و حفظ آن و امکان تداوم بخشیدن به آن پیدا خواهد شد.» آنگاه پس از تبیین ماهیت انقلاب اسلامی در نتیجه سخنان خویش بیان می دارند:انقلاب ما یک انقلاب ماهیتا اسلامی است؛یعنی یک انقلاب همه جانبه است...در این صورت تداومش هم در آینده باید بر همین مبنا و اساس باشد...» ایشان از مسیر عدالت خواهی و احترام به آزادیهای مشروع و حفظ استقلال مکتبی بعنوان عوامل تداوم انقلاب اسلامی یاد می کنند و در تبیین عامل اخیر می افزایند« انقلاب ما وقتی پیروز خواهد شد که ما مکتب و ایدئولوژی خودمان را به دنیا معرفی کنیم یعنی جمهوری اسلامی ایران آنوقت موفق خواهد شد که براساس یک تز،یک ایدئولوژی که همان ایدئولوژی اسلامی است ادامه پیدا کند.اگر این مکتب و ایدئولوژی ،اسلامی محض باشد...ما در آینده موفق خواهیم بوداما اگر بنا بشود که یک مکتب التقاطی به نام اسلام درست کنیم...و بگوییم این است مکتب اسلام[در بلند مدت] همین هایی که رو به اسلام آورده اند با شدت بیشتری از اسلام گریزان خواهند بود.

جنبش دانشجویی که خود بخشی از نهضت عظیم انقلاب اسلامی است مشمول این مهندسی معکوس مثبت برای حفظ حیات طیبه خود است.حال اگر این مهندسی معکوس در جنبش دانشجویی صورت بگیرد و اما به عوامل ساخت آن که اشاره شد توجهی نشود و در جهت تضعیف آن حرکت شود قطعا یک تهدید است و آنچه به خطر می افتد اول هویت جمعی این جنبش و بعد اهداف اصلی این جنبش در آزادی و استقلال طلبی در برابر استکبار جهانی .هر چند چنین تهدیداتی موجود است و همان بانیان 18تیر 1378 در قالب سخنران و سخنرانی این مهندسی معکوس منفی را دنبال می کنند اما بلوغ و تثبیت هویت اصلی این جنبش را من مانغ اصلی مصادره آن از سوی وارثان ورشکسته مشروطه و ملی شدن صنعت نفت می دانم.

 

تشکر و سئوال آخر اینکه  شما با توجه به اینکه از دانشجویان عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا هستید؛ رسالت جنبش دانشجویی را در عصر امام خامنه ای چه می دانید؟

این سئوال اتفاقا یکی از دغدغه های اصلی من در طول این 4سال و اندی بوده است و همیشه در مقام مقایسه رابطه دانشجویان اتحادیه انجمن های اسلامی  اروپا و آمریکا  با امام خمینی(ره) در جریان نهضت اسلامی از یک سو و رابطه دانشجویان اتحادیه انجمن های اسلامی  اروپا با امام خامنه ای در عصر حاضر بوده ام.امام خامنه ای همان توجه ،رابطه و لطفی که امام خمینی به دانشجویان عضو اتحادیه داشت؛بطور مستقیم  و غیرمستقیم توسط نمایندگان خود در این اتحادیه دارند.رسالت اصلی ما با توجه به اینکه اکنون نیز در روند تکاملی نهضت اسلامی قرار داریم؛جهاد فکری و فرهنگی اولا در روند حفظ و تقویت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی براساس طریق پیشنهادی استاد شهید علامه آیت الله مطهری رحمه الله علیه است ثانیا در روند و فرآیند زنجیره تمدن سازی نوین اسلامی است.ما دو مرحله از آن یعنی پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته ایم که ضمن حفظ و تقویت آنها باید بسمت ساخت دولت اسلامی و جامعه و کشور اسلامی برویم که در افق آن شاهد تشعشع آن در عرصه جهانی با شکل گیری تمدن نوین اسلامی باشیم.این افق روشنی است که پیش روی ما است و همچون پیروزی انقلاب اسلامی دست یافتنی است.

 

مصاحبه و تنظیم: فاطمه محمدرضایی

اخبار مرتبط
نظرات
ارسال نظر

نظرات پس از تایید منتشر خواهد شد. آدرس ایمیلتان منتشر نخواهد شد.

آخرین عناوین
پربازدید ترین‌ها