ارزشهای غربی خود رابه جامعه جهانی تحمیل میکند وبه روند غربی سازی جهان می پردازد

ققنوس / به قلم حسین پایین محلی

 به گزارش گلستان24، انقلاب اسلامی وشهید سید مرتضی آوینی ؛ هرمکتب وایدئولوژی که داعیه داری مدیریت جامعه رادارد طبیعتا باید تعریف هایی از انسان٬جامعه٬تاریخ وانسان ایده آل وجامعه ایده آل ارایه دهد.اسلام نیز طبیعتا به ارایه مدل هایی دراین زمینه پرداخته است.چنانچه جامعه مدینة النبی به عنوان ایده آل جامعه وشخص پیامبراکرم وجانشینان ایشان نیز به عنوان اسوه معرفی میشوند....واسلام به عنوان مکتب جامع وکامل برای اداره جامعه بشری معرفی میشود.

درعصرجدید که تاریخ غرب برجهان مستولی شد به معنایی شاهد غربی شدن جهان شدیم که ازآن به عنوان جهانی سازی-ونه جهانی شدن-یادکرده اند.درچنین حالتی ارزشهای غربی خود رابه جامعه جهانی تحمیل میکند وبه روند غربی سازی جهان می پردازد

چنین جوامعی ازحیث ساخت وبافت غربی میشوند.به عبارتی درعرصه سیاسی واجتماعی وفرهنگی وحتی زیستواره فردی شاهد ایماج های مدرن هستیم:جامعه مدنی٬پلورالیزم٬فردمحوری٬نظام شهروند ملت٬حاکمیت اقتصاد آزاد ونهایتا شکل گیری نظام لیبرال دموکراسی.

اشاره وتمرکز بر روی لیبرال دموکراسی به این جهت بود که مدرنیزم درطول تاریخ چند صد ساله خود مدلهای دیگری راتجربه وپشت سرگذاشته است.مدلهایی چون مارکسیسم وفاشیسم که جنگ جهانی اول ودوم ونهایتاجنگ سرد آنهاراازپادرآورد.

اومانیسمی که در عصر رنسانس درغرب به وجود امد درحقیقت درتقابل بانظام کلیسایی بود که خود زیستجهان دیگری رابرای بشر رقم میزد....اگر درجهان قدیم انسان تکلیف محوربود اینجا حق محوری معیاراست....

واز دل این جهان بینی درعصر روشنگری ساختارهای سیاسی مارکسیسم وفاشیزم درانتقاد به سرمایه داری شکل گرفت وشاهد انقلابهایی در انگلیس٬فرانسه٬امریکا وبعدا درشوروی سابق والمان وایتالیابودیم....که همگی در نفی جهان بینی قدیم نقطه مشترک داشتند....

تمامی این جهان بینی هاغایت را دروجود خودانسان تعریف میکردند...

بااین وجود تفاوتهایی به تعارض بین این نظامها منجر میشد.چنانچه مارکسیسم چینی یا شوروی رابه عنوان الترناتیو دربرابر غرب سرمایه داری قرارمیداد.....حاصل جنگ  اول ودوم جهانی سرنگونی فاشیسم ایتالیایی ونازیسم المانی بود وجنگ سرد نیز به حذف شوروی منجرشد ومارکسیسم چینی نیز از حیث کارکردی ومحتوایی به معنایی به سرمایه داری مبتلا شد.....

جوامع

واینگونه لیبرال دموکراسی درصدد بسط خود به عالم برامد....

اما دراین بین-رقابت شرق وغرب-امام باطرح نظریه ولایت فقیه نه تنها غرب وشرق سیاسی بلکه تمامیت اندیشه مدرن وتاریخ تجدد رابه چالش کشید

وبه زعم گیدنز انقلاب ایران راباید شکاف درتجدد محسوب کرد.

انقلاب ایران تاقبل از رویداد اگرچه یک نهضت بود اما انچنان که باید وشاید مورد توجه وموضوع پژوهشگران غربی نبود چراکه دردنیای سکولار شده که میرفت جهان رابه سمت غربی سازی پیش ببرد وهرنوع فهم اجتماعی از مذهب منفی قلمداد میشد ودین افیون توده ها تصور میشد امکان یک انقلاب ازجنس دینی قابل پیشبینی ومدیرت نبود‌....

چراکه انقلابهای عصر جدید باوجود تفاوت ساختاری-مراد لیبرالیزم ومارکسیسم وفاشیزم-مبنای هستی شناختی ومعرفت شناختی یکسانی داشتند که میتوان آنهارا فرزندان یک مادر-اومانیزم-به شمار آورد-نظریه کوسه ببری-وهمگی انهابه زعم شایگان ماهیت هگلی داشتند-همان عقلانیت مدرن وابزاری-درحالیکه انقلاب اسلامی خارج از پارادیم مدرن وتاریخ مدرنیته ونظام هستی شناختی غرب جدید رخ داد وباشعار استقلال-دربرابر استعمارغرب وشرق-آزادی-دربرابر استبداد-و جمهوری اسلامی به ثمر نشست وخود را به عنوان بدیلی درعرصه جهانی درقامت یک مدل اجتماعی برای اداره جامعه ارایه داد.نظام های سیاسی دیگر در پارادایم مدرن بودند 

درحالیکه ابن انقلاب درمبناومقصد وماهیت در تضاد باغرب -فلسفی-بود مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرن بیست واقع شد که براساس مدلها وتئوریهای بسباری مورد مطالعه قرارگرفت که بعضا این پژوهشها دچار حصرگرایی روشی شدند اما متفکران بزرگ قرن بیستم - امثال فوکو٬ژیژیک٬چامسکی٬گارودی٬بونواسپوزیتو و...-٬درمواجه باانقلاب اسلامی آن را یک استثنا درتاریخ عصرجدید برشمردند که افقی فراتراز مدرنیته را پیش روی بشرقرارداده لذا آن رایک اتفاق تازه وخاص دانستند وطبیعتا درراستای مهار آن به مطالعه ومهندسی اجتماعی جامعه ایرانی روی اوردند وغرب جنگ تحمیلی رابرای محدود کردن وفریز کردن انقلاب اسلامی درسطح جهانی درکنار ترور٬اغتشاش٬تحریم٬تحریک اقوام وجنگ و...راه اندازی کرد.....

انقلاب اسلامی به عنوان فصل جدیدی درتاریخ تمدن بشر وامید مستضعفان عالم باتوجه به موارد اشاره شده مورد توجه آزادگان عالم قرار گرفت واین خود موضوعی بود که شهید آوینی به تبیین وتحلیل آن پرداخت.

آوینی خود ساخته این نهضت وخروجی این انقلاب بود که دارای ابعاد شخصیتی مختلفی بود که یکی از این ابعاد پرداختن نظری شهید به انقلاب اسلامی وتعریف جایگاه ان در تاریخ بشر واینده این انقلاب جهانی است

اوینی هم دربعد نظری وهم دربعد عملیچه درساحت نظر وعلوم معرفتی وچه درساحت عمل ودرقالب هنر به بررسی وتبیین وتحلیل انقلاب اسلامی پرداخت

مستند روایت فتح ونسیم حیات مجموعه نریشنهای شهید هست که درحوزه مستند سازی به برکات انقلاب اسلامی وتاثیروبازتاب آن میپردازد ومیتواند مورد توجه ما قرار گیرد اما آثاری چون آغازی بریک پایان٬رستاخیز جان٬حلزونهای خانه به دوش٬و فردایی دیگر وتوسعه وتمدن غرب درساحت تئوریک قلمداد میشوند که منبع اصلی بحثهای ماهستند.

آثار دیگر که درباب شهید پرداخته شده نیز میتوانند در وجه ثانی مورد بحث ومداقه قراربگیرند

همینطور آثار دیگری درحوزه هنر وسینما که به آثارانقلاب اسلامی ورابطه رسانه وسینما وهنر باانقلاب اسلامی می پردازد که میتوان به آنهااشاره کرد؛آثاری چون:انفطارصورت٬آیینه جادو که چنانچه اشاره شد درباب سینمای اسلامی ورابطه رسانه وانقلاب اسلامی می پردازد.

در کل انقلاب اسلامی ونسبتش با وضعیت کنونی بشر وغرب  وآینده بشر به عنوان محوری ترین موضوع  دراندیشه وآثار فکری ومستندات شهید محسوب میشود که بنابراقتضائات ازابعاد مختلف به تبیین وبررسی وتحلیل آن می پردازد.موضوعاتی چون انقلاب اسلامی و رسانه ٬سینما٬غرب٬توسعه٬هنر٬عاشورا٬روشنفکری٬غربزدگی٬تکنیک٬و...ونهایتا انقلاب جهانی حضرت ولی عصر....

آوینی خود زائیده انقلاب اسلامی بود که بنابر گفته وی انقلاب اسلامی فصل توبه تاریخ بشر بود از هبوط معنوی انسان از عصر رنسانس که به واسطه تمدن جدید این هبوط شدت گرفته بود و به گسست عهدازلی انسان باخداوند منجر شده بود وآوینی خود مصداق بارز این فصل توبه تاریخی محسوب می شد.کسیکه روزگاری با پوز ومد ومود روشنفکری زندگی میکرد وکتاب انسان تک ساحتی مارکوزه را درزیربغل میگرفت وبا ریش پروفسوری وسبیل نیچه ای ادای روسنفکری درمی آورداما فهمید تحصیل حصول فلسفه با این  علم حصولی واین اطوارها جوردرنمی آید وانسان باید تعارف باخودراکناربگذارد وبه حقیقت وجود ایمان بیاورد.این حقیقت وجود به زعم شهید آوینی با انقلاب اسلامی شروع وباجنگ تحمیلی هشت ساله ادامه وبه شکفتن تاریخ حقیقی وجود که همان ظهور انقلاب جهانی حضرت بقیة الاعظم هست منتهی می شود...به امید آن روز

انتهای متن/

ارسال نظر

آخرین اخبار