وبلاگ "زنان کویر" نوشت:

چندی پیش در یکی از پارک های پر رفت و آمد نشسته بودم به کودکان می نگریستم و کودکی هایشان، به لبخند ها و شادی های کودکی که به ساده ترین چیز نقش می بندند و جاری می شوند...

کودکی هایی با طعم زباله

چندی پیش در یکی از پارک های پر رفت و آمد نشسته بودم به کودکان می نگریستم و کودکی هایشان، به لبخند ها و شادی های کودکی که به ساده ترین چیز نقش می بندند و جاری می شوند.از هر طرف پارک شادی می بارید و از هر سو صدای کودکانی شنیده می شد که دنیا را ساده و پاک می دیدند.

 

پسر و دختری را دیدم که نوع پوششان با مردم شهرم فرق می کرد و معلوم بود اهل این جا نیستند اما شاد در پارک قدم میزدند و با پدرشان بازی می کردند و جالب این جا بود که پدر چه مهربانانه در برابر شادی های کودکانش شادی می کرد.

هر چند دقیقه که به این خانواده ی کوچک نگاه می کردم آن ها را در جایی می یافتم و این پدر بود که به وسیله ی فرزندانش هدایت می شد و تن به خواسته های آنان می داد.

در بحبوهه ی تماشای شادی کودکان صحنه ای را دیدم که تمام شادی های کودکی و خاطرات آن را به کامم تلخ کرد.صحنه ای که مرا به یاد حرف های مادربزرگم آورد؛ همیشه می گفت: کار مال بزرگترهاست و بچه باید بچگی و شیطنت کند.

می گفت: نترس زمان زیاد است، بچه، بزرگ می شود و یک روز باید مثل ما بزرگتر ها کار کند.

به حرف هایش که فکر می کنم به این واقعیت می رسم ، بزرگ که بشوی چه بخواهی و چه نخواهی روزگار تو را مجبور می کند که بزرگ فکر کنی و کارهای بزرگ انجام دهی اما من این حق را به هیچ کودکی نمی دهم که در اوان کودکی کارهای بزرگسالان را انجام دهد.

 

براستی کودکی های همه ی انسانها طعم بازی و شادی را نمی دهد و این حقیقت را آن کودک در پارک فریاد می زدکودکی که بی هیچ اعتنایی به اطرافش ،دنبال سطل های زباله پارک می گشت تا شاید قوطی فلزی و یا پلاستیکی پیدا کند و درون کیسه ای که به دوش می کشید بیاندازد و بی اعتنا به شادی های هم سن و سال های خود پا روی کودکی هایش می گذاشت و از این سطل زباله به سوی دیگر سطل زباله ها می رفت.مصمم همچون بزرگسالان گویی شادی ها و شیطنت های کودکی در پیش پای او مرده است.

 

براستی در شهر من چند کودک کار وجود دارد که این چنین پا بر روی بازی ها و شادی هایشان گزارده اند؟و آیا مگر او صاحب پدر و یا مادری نیست که این چنین از این سو به ان سو برای لقمه نانی کار می کند هر چند که از نظر من کار او بسیار شریف تر از گدایانی است که این روزها همچون قارچ فضای شهر را پر کرده اند.

 

انتهای پیام/

 

ارسال نظر

آخرین اخبار