تکیه بر نفوذ فرهنگی برای براندازی نظام‌های سیاسی، یک رویه‌ی رایج در عرصه‌ی جنگ نرم است. وقتی ارزش‌های یک ملت که اساس و بنیان مقاومت آنها را تشکیل می‌دهد توسط دشمن تخریب شود دیگر انگیزه‌ای برای استقامت و پایداری باقی نمی‌ماند و بسیار راحت، تسلیم خواهند شد.

بمب اتم لازم نیست؛ «ولنتاین» و «باربی» کفایت می‌کند!

«برای فروپاشی شوروی، ما نه روی قدرت سیاسی تکیه کردیم و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی. ما فقط از طریق فرهنگ و استفاده‌ی مؤثر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم.»[۱]
اینها جملات «برژینسکی»، یهودی لهستانی‌الاصلی است که در دوران ریاست جمهوری «جیمی کارتر»، مشاور امنیت ملیِ کاخ سفید و از طراحان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بوده است.[۲]
تکیه بر نفوذ فرهنگی برای براندازی نظام‌های سیاسی، یک رویه‌ی رایج در عرصه‌ی جنگ نرم است. وقتی ارزش‌های یک ملت که اساس و بنیان مقاومت آنها را تشکیل می‌دهد توسط دشمن تخریب شود دیگر انگیزه‌ای برای استقامت و پایداری باقی نمی‌ماند و بسیار راحت، تسلیم خواهند شد.
تجربه‌ی شکست مسلمانان پس از هشت قرن تسلط بر «اندلس» نشان داد که تهاجم فرهنگی تا چه اندازه می‌تواند تخریب‌کننده باشد. «مسیحیان شمال، قراردادهایى را با حاکمان مسلمان بستند و طبق آن آزادانه به ایجاد تفریح‌گاه و مدرسه و انجام تجارت بین مسلمانان پرداختند. در مدارس خود به فرزندان مسلمان، افکار دینى مسیحیت را القا مى‏‌کردند و با به گردش درآوردن دخترانِ زیباروى مسیحى در تفریح‌گاه‏ها، جوانان مسلمان را به آنجا مى‏‌کشاندند و با ترویج‏ خرید و فروش مشروبات الکلى، مردم مسلمان را از اعتقادات دینى خود دور مى‏‌ساختند و به این طریق، فساد را در تمام پیکره‌ی جامعه‌ی اسلامى، رسوخ دادند و آن را از درون تهى کردند . بدین ترتیب بود که توان مقاومت را از آنان گرفتند.»[۳]
در شرایط کنونی هم جبهه‌ی فرهنگی دشمنان ما به شلیک‌های خود ادامه می‌دهد؛ البته نه شلیک‌ راکت و بمب اتمی، بلکه شلیک‌ فرهنگ منحط غربی و نمادهای فاسد آمریکایی! نمادهایی مثل «عروسک باربی»، فروشگاه‌های زنجیره‌ای «مک دونالد» و کارت تبریک «ولنتاین» که در قالب مقداری غذا، پلاستیک و کاغذ -در واقع- فرهنگ آمریکایی را به جوامع هدف، تزریق می‌کنند. «پیتر برگر»، جامعه شناس معروف آمریکایی با ذکر خا‌طره‌ای از میزان تأثیرگذاری کارت والنتاین در کشور چین خبر می‌دهد. او می‌گوید: «چند سال پیش، نماینده‌ی شرکت کارت تبریک آمریکاییِ Hallmark در چین را ملاقات کردم. او با خوشحالی تمام گفت: "فروش، بسیار خوب است و ما شصت میلیون مصرف کننده‌ی چینی داریم." وقتی از او سوال کردیم که کدام نوع از کارت تبریک در آن‌جا مشتری بیشتری دارد، در پاسخ گفت: «کارت تبریک والنتاین (Valentine)." و زمانی به او گفتم: «ترجمه‌ی متن کارت والنتین به زبان چینی، باید کار سختی باشد» در پاسخ گفت: «آن‌ها کارت را با متن انگلیسی می‌خواهند!» به این ترتیب، هم پیام‌های فرهنگی والنتاین و هم زبان آمریکایی، با تمام زمینه‌های فرهنگی‌اش در چین گسترش می‌یابد.» [۴]
از این دست حوادث عبرت‌آموز، فراوان است و کشتی‌بان بصیر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیش از ۲۰ سال پیش، خطر «تهاجم فرهنگی» و «شبیخون فرهنگی» را گوشزد کرده بود [۵] که البته عده‌ای جدی نگرفتند و هنوز هم جدی نمی‌گیرند. خدا کند ما در زمره‌ی جمع قلیلی باشیم که از این وقایع، عبرت می‌گیریم؛ چراکه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: "چه بسیارند عبرتها و چه اندک است عبرت گرفتن." [۶]

پی‌نوشت:
[۱] کتاب «جنگ در پناه صلح؛ بررسی فرآیندهای نوین براندازی در ایران»، جلد شش، ص۱۷۶
[۲] برژینسکی
[۳] مصطفى نورانى اردبیلى، کتاب «بررسى عقاید و ادیان»، ص۲۹۱
[۴] داود رنجبران، کتاب «جنگ نرم»، ص۶۶
[۵] http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=2247#14483
[۶] «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار.» نهج البلاغه، حکمت ۲۹۷

 

ارسال نظر

آخرین اخبار