اشتراک
کد خبر: 102

فیلم سیدهارت  SIDDHARTHآهندرا ساینی (راجش تایلنگ) فردی است تعمیرکار دوچرخه که در خیابان­های دهلی کار می­کرد. او به جز حرفه اصلی خود همه نوع کار خدماتی دیگری را انجام می­دهد. اما سیر فیلم به گونه­ای پیش می­رود که کار و درآمد او پاسخگوی هزینه بالای خانواده نیست. به ناچار پسر 12 ساله­ی وی، سیدهارت برای افزایش درآمد خانواده باید به کار طولانی مدت تن بدهد. برادر زن آهندرا پیشنهاد می­کند که وی به کارخانه­ای سنتی برود. با اینکه کار برای سن او غیر قانونی است اما برای گذران زندگی ناچار است این کار را قبول کند. پس خیلی سریع مشغول به کار در کارخانه می­شود و مدتی را در آنجا می­گذراند اما دو هفته قبل از اینکه بخواهد به خانه برگردد ناپدید می­شود.

شرحی بر داستان:

سیدهارت، داستان کودکان کار فراری و ربوده شده­ی هندی را شرح می­دهد. در این فیلم تمرکز کارگردان و نویسنده آن "ریچی مهتا" بیشتر بر احساسات پدرانه و واکنش جامعه نسبت به ناپدید شدن "سیدهارت" است. "ماهندرا" یک سفر طاقت­فرسا را برای پیدا کردن پسرش آغاز می­کند و با هر کسی که او برخورد می­کند از پلیس گرفته تا کودکان کار و مدیر کارخانه­ای که پسرش در آنجا استخدام شده بود، همه در برابر این حادثه بی­اعتنایی از خود نشان می­دهند، گویا که اتفاق بسیار کم اهمیت و اتفاق رایجی است که در این کشور روی می­دهد.

در این فیلم صحنه­های ناامید کننده­ی بسیاری به بیننده القا می­شود. هنوز مدت زیادی از سیر فیلم نگذشته است که بر بیننده القا می­شود که یافتن سیدهارت کار ساده­ای نیست. در حالی که مشکلات مالی نیز بی­تاثیر در این مسئله نیست. شرایط زندگی به حدی برایش سخت می­شود که گاهی آهندرا تصمیم می­گیرد دیگر دنبال پسرش نگردد اما همچنان بر تلاش خود ادامه می­دهد. در این فیلم آهندرا کلی تلاش می­کند تا بتواند به اندازه­ی کافی پول به دست بیاورد بلکه بتواند یک بلیط اتوبوس یا قطار تهیه کند تا به جستجوی پسرش ادامه دهد. سیر فیلم به گونه­ای است که زمان هم با بی رحمی خیلی دیر سپری می­شود. در این فیلم برخودهایی از افراد دیگر هم به چشم می خورد که بر حاکمیت فضای ناامیدی بر فیلم می­افزاید.

کودکی که خود خدمتکار است خبر از پیدا نشدن کودکانی می­دهد که بیش از دو روز از گم شدنشان سپری شده است حال آن که بیش از دو هفته از گم شدن پسر آهندرا گذشته است. پدرش زمانی که نزد پلیس می­رود برای اینکه گزارش مفقود شدن را به آن­ها اطلاع دهد کلی مورد سرزنش قرار می­گیرد و او را تحقیر می­کنند که چرا او را مجبور به کار کرده­اند به جای آنکه او را به مدرسه و برای درس خواندن تشویق کنند. پدر آهندرا برای جلوگیری از تحقیر بیشتر و حفظ غرورش می­گوید که پسرش فقط گاهی اوقات کار می­کند و...

در فیلم سیدهارت، هدف فقط تمرکز بر مسائل مالی نیست. در این فیلم تاثیر ناپدید شدن سیدهارت بر خانواده­اش بیش از همه مشهود است. زمانی که سومان (همسر ماهندرا) در این خصوص عواطف بیشتری را نسبت به همسرش نشان می­دهد و همسرش را به خاطر قادر نبودن به اداره­ی زندگی و تأمین معاش خانواده سرزنش می­کند و او را در پیش آمدن این شرایط مقصر می­داند. اگرچه ماهندرا دفاعیاتی را مبنی بر اینکه او در این شرایط مقصر نیست، ارائه داد اما همسرش قانع نشد و او را بیشتر سرزنش می­کند و مرد چاره­ای جز سکوت ندارد.

در این فیلم ظاهرا رانجیت (برادر زن ماهندرا) نیز سکوت اختیار کرده است. اگرچه صاحب کارخانه_ اوم پراکاش_ به رانجیت گزارش داده بود که سیدهارت مدت­ها قبل­تر از اینکه قرارداد وی به پایان برسد از کارخانه فرار کرده است اما او به دلیل مطلع بودن از اوضاع نابسامان زندگی آن­ها ترجیح داده بود که چیزی نگوید و سکوت اختیار کند. مساله­ی حادتر این بود که با وجود ابزار الکترونیکی و تلفن همراه و وسایلی از این قبیل، هیچ کدام از والدین سیدهارت عکسی از او نداشتند. در حالی که شاید با وجود عکس و گزارش به موقع رانجیت پایان نامشخص این فیلم را تغییر می­داد.

فیلم با جستجوی ماهندرا ادامه میابد. در دقایق آخر فیلم ماهندرا به این نتیجه می­رسد که احتمالا باید واقعیت تلخ را قبول کند. "شاید سیدهارت خوش اقبال بوده و این دنیا را ترک کرده است."

این فیلم نتیجه را به بیننده واگذار می­کند که تصیمیم بگیرند، آیا آخر داستان به خوشی ختم می­شود یا یک تراژدی غم­انگیز خواهد شد.

تحلیل:

متأسفانه در دنیای امروز اگرچه بیش از همه اعصار ندای حقوق بشر و آزادی بیان در جهان فراگیر شده است اما متأسفانه در بسیاری از موارد حقوق مسلم انسان­ها برای زنده ماندن هم نقض می­شود و شرایط جهانی برخی از کشورها را در مضیغه­ای قرار داده است که مجبورند برای زنده ماندن و بقای نسل از همه پتانسل خود بهره گیرند تا بتوانند زنده بمانند. نمود واقعی آن کودکان کار هستند که مجبورند انواع مختلف کار را اعم از کار در کارخانه، معدن، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) یا کارهای نامتعارف دیگر را انجام دهند و عمق فاجعه به آنجایی ختم می­شود که از کودکان بهره نطامی برده می­شود و یا حتی در شرایطی بدتر کودکان مجبور به تن‌فروشی می­شوند.

بر اساس آخرین آمار سازمان جهانی کار، آسیا رتبه اول کودکان کار را به خود اختصاص اده است. اگرچه نرخ بالایی از کودکان کار مربوط به آسیا و کشورهای آمریکای لاتین است اما این پدیده در کشورهای صنعتی هم به شدت مشهود است به گونه­ای که در آمریکا بیش از 500 هزار کودک کار وجود دارد که در بدترین شرایط زندگی می­کنند. اگرچه بهره­گیری از کودکان در کارهای سخت به نفع صنعت­گران و سرمایه­داران است اما این امر سلامت جسمی و روحی کودکان را به خطر می­اندازد و آینده آنان را نیز به تبع آن تحت تأثیر قرار می­دهد. اگرچه سازمان­های بین­المللی مانند یونسکو و سازمان بین­المللی کار تلاش­های اندکی را برای ریشه کن کردن این معضل اجتماعی انجام داده­اند اما گویا این مسئله، مسئله­ای حل نشدنی ست و باید ریشه­های آن را در قدرت­طلبی و امپریالیست غرب جویا شد.

اخبار مرتبط
نظرات
ارسال نظر

نظرات پس از تایید منتشر خواهد شد. آدرس ایمیلتان منتشر نخواهد شد.

آخرین عناوین
پربازدید ترین‌ها