وقتی همه خواب بودیم، عده‌ای در حلب و در خان طومان هدف موشکها و تک‌تیراندازهای شیطان قرار گرفتند، و جانشان را به همین راحتی از دست دادند

وقتی همه خواب بودیم...

به گزارش گلستان24،امروز از صمیم قلب آرزو کردم که کاش در سوریه و حلب و خان طومان بودم و دوشادوش برادرانم، این "برادران تنی" ایرانی و افغانی و لبنانی می جنگیدم.

دیشب، وقتی همه خواب بودیم، وقتی برخی دنبال جمع کردن رای برای ریاست‌شان بر مجلس بودند، وقتی دیگری برای انتخابات 96 نقشه می کشید، وقتی رفع حصر و اعتبارنامه یک نماینده و گشت نامحسوس و تدریس زبان انگلیسی و فیلترینگ و ایجاد خط پروازی به واشنگتن همه دغدغه های رییس جمهور را تشکیل داده بود، وقتی آقازاده ها دنبال بهانه ای برای پرخاش علیه سپاه بودند، وقتی ویژه‌خواران پاک‌دست در کاخ‌هایشان لم داده بودند، وقتی رییس جمهور اسبق به نمایش تئاتر نشسته بود و رییس جمهور سابق در سفر استانی بسر می برد، وقتی جناب ظریف برای دیدار بعدی با کری برنامه ریزی می کرد، وقتی هنرپیشه ها در باغ سعادت آباد مشغول عشق و حال بودند... وقتی همه خواب بودیم، عده ای در حلب و در خان طومان هدف موشکها و تک تیراندازهای شیطان قرار گرفتند، و جانشان را به همین راحتی از دست دادند، جان دادند تا باز عاشورا و شام غریبان و خرابه تکرار نشود، جان دادند تا ما بخوابیم، تا ما آسایش داشته باشیم و فردا فرزندانشان را به جرم سهمیه و یتیمی مسخره کنیم!، جان دادند تا داعش بر ایران حکومت نکند و ما مشغول دعواهایمان باشیم، جان دادند تا ناموس ما به سرنوشت عراق و سوریه و فلسطین دچار نشود.

 

 


دیشب وقتی همه خواب بودیم، زنی بیوه شد، عروسی به خانه بخت نرفت، دخترکی یتیم شد، مادری چشم به راه داغدار شد، پدری گریست، برادری بی‌برادر شد... شرمنده برادر! ما اینقدر بی خاصیت بودیم و هستیم که تا قبل اینکه پیکرت به ایران برسد، یادمان برود که چقدر به مردانِ مرد این سرزمین و قهرمانان دلاور این دیار بدهکار هستیم.


به خدا قسم شرمنده ایم...

منبع:جام نیوز

ارسال نظر

آخرین اخبار