نقدی بر ساخته سامان مقدم

در "نهنگ عنبر" دنیای کنونی ما بهترین جهان ممکن است فقط تنها مشکل خود شیفتگی و خودخواهی افراد آن است که آن هم با دیدن "نهنگ عنبر" حل خواهد شد و این امر اوج ماهیت ایدئولوژیک این فیلم است.

«نهنگ عنبر»، تخدیر مخاطب و سودای فتح گیشه

به گزارش گلستان 24، "نهنگ عنبر" دارای چندین ویژگی ست.اول آنکه نگارش فیلمنامه آن بر عهده نویسنده جوانی بود (مانی باغبانی) که دو فیلم پیشین آن (مهمونی کامی و مادر قلب اتمی) هنوز اجازه نمایش عمومی نیافتند و از این میان "نهنگ عنبر" که کمدی رومانتیکی خام دستانه و مبتذل است،اکران عمومی شد و این ناشی از نگاه در عین حال مبتذل حاکم بر شرایط و ضوابط اکران فیلم است،جریان اکران فیلم در ایران ،سینما را مبدل به پدیده ای نموده که یا می بایست تن به ابتذالی این چنین دهد و یا اصلا منزوی شود و این فی النفسه ویژگی بسیار مهم و در عین حال تعیین کننده است.

«نهنگ عنبر»، تخدیر مخاطب

دوم آنکه "نهنگ عنبر" برآمده از ماهیت غیر ژانری سینمای ایران است و این یک ویژگی تاریخی ست که نگارنده متن فیلم با آن روبرو بود،تلاش او برای ایجاد قواعد ژانری جملگی ابتر مانده است و فیلم را تنها مبدل به کنش های از هم گسیخته و روایتی نامرتب از یک سرنوشت نموده است.مشخصا تاثیر پذیری از سینمای ژان پیر ژونه در آن مشهود است و فیلم در عین تاثیر پذیر از کمدی های متاخر سینمای جهان نسبتی تاریخی با سینمای ایران برقرار می کند،در این نسبت مشخصا رد پای آثار شبه ملودرام دهه شصت و هفتاد ایران و جریان کمدی برآمده از سینمای دفاع مقدس نیز در آن دیده می شود و "نهنگ عنبر" ملغمه ای از جملگی این روند ها ست.

 

نهنگ عنبر

سوم آنکه منظورمان از ابتذال ساده انگارانه و سطحی نگر "نهنگ عنبر" چیست؟ البته باید دانست که ماهیت ایدئولوژیک سینما و ژانر از فیلم یک پدیده انتزاعی و ناواقع خواهد ساخت و واقعیت فریبنده نهفته در آن را بنا بر مصالح ایدئولوژیک خود بنا خواهد نهاد.کمدی رومانتیک در اوج بحران اقتصادی امریکا در دهه 30 میلادی و نزاع ایدئولوژیک آن با قطب بلشویک،ظهور نمود و نوعی خوش بینی ، تخدیر و تحمیق را به مخاطبین خود القا کرد،لذا ماهیت این ژانر در نسبتی تاریخی و اجتماعی آن قرار دارد.

نهنگ عنبر

 

شخصیت اصلی "نهنگ عنبر" در کانون این برداشت تحمیق آمیز از سیر تاریخی یک جامعه قرار دارد،هیچ جبر تاریخی و طبقاتی در مسیر زندگی او نیست،تنها قربانی یک خود شیفتگی احمقانه ای است که اجازه ابراز عشق به شخصت زن داستان را به او نمی دهد،تنها نقطه چالش برانگیز فیلم همین نکته است و پیام اخلاقی آن نیز خلاصه در همین ویژگی ست،در "نهنگ عنبر" دنیای کنونی ما بهترین جهان ممکن است فقط تنها مشکل خود شیفتگی و خودخواهی افراد آن است که آن هم با دیدن "نهنگ عنبر" حل خواهد شد و این امر اوج ماهیت ایدئولوژیک این فیلم است.

در دورانی که سینمای ایران با عارضه بی مخاطبی روبرو شده است شاید توصل به این ویژگی ماهوی سینما، بتواند آن را نجات دهد،اما باید دانست که احیا قواعد ژانری - ایدئولوژیک سینما و پناه جستن به آن یعنی نادیده گرفتن جملگی رویکرد های سلبی و انتقادی به ماهیت این پدیده،شاید این احیا گری بتواند فروش فیلم را افزایش دهد اما سینمایی نیست که بتوان توسط آن آگاهی بخشی تاریخی را مورد نظر داشت.

 

مسعود قدیمی

ارسال نظر

آخرین اخبار